حسینحسین، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 21 روز سن داره

شیرین تر از عسل

آب بازی......................

درررررررررررررود بالاخره اومدم انزلی!!!!خب بعد از مدت ها انتظار و دلتنگی چشم انزلی به جمال حسین کوچولوی خوشگلمون روشن شد......هوووووررررررررررا ما در ابتدا به علت تغییر قیافه ی یه عده , اونا رو کامل نشناختیم و زیاد باهاشون گرم نگرفتیم ولی دیری نپایید که فهمیدیم عه!!!!!اینا همون دوست جونای قدیمیه خودمون هستن و دوباره باهاشون دوست شدیم و فریاد آنا و در بعضی مواقع آناهیتا و حتی در پاره ای از اوقات آزاده هم سر دادیم(البته آزاده رو با اکراه و از روی اجبار سر دادیم!!!چه کنیم که دل رحمیم دیگه!!! ) خلاصه عصر به هر زحمتی که بود اینا رو مجبور کردیم بریم دریا یا بهتر بگم آب بازی!!!!(قابل ذکره که کلی هم برای بازی ایتالیا استرس داشتیم!!! و در طول راه ف...
26 خرداد 1391

روز بابا ها مبارك

روز بابا ها مبارك ما پيش پيش كادو مون رو گرفتيم ديروز به بابا مون داديم شما هم تا وقت دارين برين بگيرين. تازه خودمون هم ديروز سه تا كادو گرفتيم آخه ما هم يه مرد كوچولوييم ديگه (اين و مامانم بهم گفت )  ...
10 خرداد 1391

ادامه شعر آقا پليسه...

آني جون خودم كه همه جوره باهاش حال مي كنم تو كاراي خفن پايه است شعر معروف آقا پليسه بيداره سروده جوجو فينگيلي(بنده) را تكميل فرمودند . ما هم عينا نقل مي كنيم شبا که ما میخوابیم      حسین جونم بیداره ما خواب خوش میبینیم    اون تو فکر آزاره ما حسینو دوس داریم     مامانشو دوس نداریم حسین ما قویه             با مامانش خوب میجنگه    
10 خرداد 1391

عمو برد --عمو جوجو برد

درود ما دو تا جوجو داشتيم كه كلي ناز بودن و اوچولو با يه قفس فينگيلي اونا رو تو نورگير آويزونده بوديم كه ..... همسايه عزيزمون مثل هميشه مخالفت كرد خلاصه   اونا به روي ميز ناهارخوري منتقل شد و ما هر روز مي رفتيم روي ميز و با يه سيخونك هي سيخونك بازي مي كرديم . گاهي هم با خودمون فكر مي كرديم حتما ارزن خوشمزه است كه اين جوجو ها مي خورن ...... تا مي اومديم تست كنيم مامان و مامان جوني سريع مي رسيدن و ما بالاخره موفق به تست نشديم. تا اينكه روز جمعه وقتي مي خواستيم بريم خونه مامان بزرگ(مامان بابا ) ديديم جوجو ها هم قراره بيان ما كلي ذوق در كرديم.... روي صندلي عقب كنارشون نشستيم هي سيخونكشون كرديم. اما ... وقتي مي خواستيم بر ...
9 خرداد 1391

آقا پليس بيداره

درود درود ما به تازگي با اين شعر آشنا شديم و اونو تغيير داديم آقا پليسه بيداره وقتي شما مي خوابين آقا پليسه بيداره وقتي كه من بيدارم بابا نبايد بخوابه -  من و پليسه بيداريم مامان نبايد بخوابه وقتي كه ما بيداريم آقا پليس مي خوابه وقتي كه من بيدارم همگي برن بخوابن وقتي كه من بيدارم من نمي خوام بخوابم  آقا پليسي بيداري؟  مي توني بري بخوابي.......   ...
9 خرداد 1391

آموزش نخوابيدن در شب

درودي دوباره ما يا نمي آييم يا وقتي مي آييم هي مي آييم ... حالا مي خوايم از شگردهامون براي نخوابيدن در شب و يا بهتره بگم دير خوابيدن براي ني ني گولوهاي عزيز بگم. اول از همه هميشه تا لب مرز خوابيدن برين ولي اونورش نرين ها اين يعني چي يه مثال مي زنم مثلن بعضي از ني ني فينگيلي ها(مثل خودم) شبها جي جي مي خورن و وسطش خوابشون مي بره .. خوب جي جي بخورن اما تا چشماشون سنگين شد يه حركت يهوي بكنن مثلن يهو بشينن يا بچرخن و... اين طوري هم يه چرتي مي زنن و قوايي تازه مي كنن هم كاملا نمي خوابن. يا اينكه بعضي ها سوار تاب مي شن در اين مورد هم مثل بالا عمل كنين. نكته بعدي اينه كه از فضاي خواب آلود خارج بشين مثلن بگيد آب چند بار تكرار كني...
3 خرداد 1391

مو نوس

با درودي بهاري به همه اندر حكايات سال 91: ما در اين سال خيلي به مونوس علاقه پيدا كرديم ... اصلا از ديدنش لذت مي برديم ولي نمي دونيم چرا تا مي گفتيم مونوس همه مي خنديدن....؟؟؟ تازه نمي فهميدن ما چي مي گيم .... از مامانم هركي مي گفت ني ني تون چي مي گه..  مي گفت نمي دونم ولي شما  بخندين.... بابا هم هي مي گفت آفرينه باريكلا... بعدش هي مي خنديد بعضي وقتها فكر مي كردن ما به شخصيت هاي بعضي از اين سريال هاي آبكي علاقه منديم .... باز ما مي گفتيم مونوس اونا مي خنديدن..... بعضي وقتا بابا مي گفت: نيوسي=تيفتي بعد مي خنديد خلاصه ما براي اينكه همونطور كه براي مامانم اينا مشخص شد مونوس يعني چي عكس  مونوس رو مي زاريم تا شما هم لذت ببري...
3 خرداد 1391
1